|
افسانه هاي سوادكوه نويسنده و
مولف: احمد باوند

سخنی چند در مورد افسانه ها
1 مبادي هنر و فرهنگ اصيل و ريشهدار ايران و ايراني از گذشتههاي
دور با داستانها و اسطورههايي ارتباط پيدا كرده است كه برگرفته
از آرزوهاي ملّي وقومي بوده است. بيشتر اين افسانهها و قصّهها پس
از كِش و قوسهاي تاريخي، تجربهاي ارزنده را در خود ثبت و ضبط
كرده است كه سينه به سينه از گذشتگان به آيندگان انتقال يافت تا
اينكه امروزه از گونهي ادب شفاهي كما بيش به در آمده و به گونهي
ادب نوشتاري راه جسته است. در اين راستا چه بسا افسانهها و قصّههايي
كه با هجوم اقوام تاريخي در سينهي پيران بوده و مجال بروز نيافت و
با آنان به خاك شد. اما همين قدر كه باقي مانده نشان از خلاقيّت
بالاي قوم ايراني ميدهد. قومي كه بخش زيادي از فرهنگ و تاريخ
امروز جهان مديون تلاش و ظرافت و دقت نظر بزرگان آن بوده است.
افسانهها و قصّهها هنگامي متولد ميشوند كه ذهن خلّاق افسانهپرداز
و قصّهگو بتواند آزادانه و بدون هيچ دغدقهي خاطر و محدوديتي
حركت كند و به سر منزل مقصود برسد.
بايد گفت افسانهها و قصّههاي هر ملّتي ريشه در دورترين روزهاي
حيات آن ملّت دارند. و از باورها و انديشههايي خبر ميدهند كه از
صافي پستي و بلندي روزگار و حوادث گوناگون گذشتهاند. در آن آيينهي
صيقل خورده، ميتوان ريشهي بسياري از پندارها و كردارهاي ملّتها
را باز شناخت.
افسانهها و قصّهها، نمودار قسمت مهمّي از ميراث فرهنگي هر قوم و
ملّتي هستند كه ارزشهاي سنّتي و زمينههاي فرهنگي و روانشناختي
و حوادث و سوانح اجتماعی جديد در آن انعكاس پیداكرده است. جستجو و
مطالعه در افسانهها و قصّههاي ملل از طرفي به اين علّت است كه
بتوان به برداشتهايي از زندگي كه مبنا و پايهي افسانهها و قصّههاست
پي برد. از جانب ديگر از آن رو كه بتوان به كشف روابط بين فرهنگها
نائل آمد و بر آن پرتو افكند. از طرف ديگر ريشهيابي افسانهها ما
را به برخورد فرهنگها، زمینه های اشتراك فرهنگي هر قوم و ملت و
تضاد بين دو قوم و ملّت نزديك ميكند.
افسانهها و قصّههاي ايراني داراي ويژگيهايي است كه در افسانه و
قصّهي ديگر ملل كمتر ميتوان با آن روبرو شد.اين ويژگيها از يك
طرف نشان دهندهي قدمت و ديرينگي عمر آنهاست و از طرف ديگر نشان
دهندهي قوّهي تخيّل قوي و بالاي راويان و ناقلان آن است كه از
گذشته تا به امروز سينه به سينه نقل شده است. هرچند كه از دخل و
تصرّف ناقلان و شاخ و برگ دادن راويان بي نصيب نشده است.
ادبيات جاده اي نويسنده و
مولف: احمد باوند

پيش درآمد
رفت و آمد در جادّهها و بين شهرها در عصري كه مركب آهنين بر آن
ميتازد، براي بشر امروزي امري است اجتنابناپذير. امروزه نوع بشر
براي اينكه به محيط كاري خود برسد، مجبور است مسافتي چند را طي كند.
اين مسافت و طي طريق براي بعضيها به صورت پيادهروي امكانپذير
است، امّا براي برخي (چون نگارنده) به دليل بُعد مسافت، اين امكان
وجود ندارد. اين عدّه مجبورند با مركب آهنين، مسافتي چندين
كيلومتري را طي كنند تا به مقصد برسند. در اين مسير طولاني كه گاهي
درونشهري است و گاهي برونشهري، هنگامي كه بر روي صندلي خودرو
آرميدهاي، نظارهگر خودروهايي هستي كه از مقابلت ميگذرند. در اين
مدّت، دنبال هر چيزي ميگردي تا درازاي سفر و مسير راهت را كوتاه
كني. با خواب، گوش دادن به موسيقي، صحبت كردن با همسفران و نگريستن
به آينده، با فكر كردن به خاطرات گذشته و نيز مشاهدهي جادّه و
مناظر پيرامون آن و … . بالاخره ميتواني اندكي از مسير راهت را
كوتاه كني.
امّا در همين جادّه، كتابي نهفته است بينظير؛ كتابي پر از اشعار،
تمثيلها، پندها، شِكوهها، تجربهها، فريادها، سوز و گداز، هجران،
غربت، تمنّا و … . كتابي كه هر ورق و نوشتههاي آن را بر پشت تريلي،
كاميون، نيسان، خاور و… ميتواني بيابي و بخواني. كتابيكه نوشتههاي
آن نشأتگرفته از فرهنگ غني، اصيل و ريشهدار ايران و ايراني است.
كافي است كه مرد راه باشي تا هر روز ناخودآگاه برگي از اين كتاب را
با چشمانت در جادّهها ورق بزني. اينجاست كه به بخشي از ادبيّات
جادّهاي ميرسي. ادبيّاتي كه اشعار و تكنوشتههاي آن بيانگر عشق
و فرياد، دلتنگي و ناكامي، تجربه و موعظه، مناجات و حكايت، هجران و
وصال، درد و درمان و… است.
بهراستي كه:
بسيـار سـفر بـايـد تـا پخته شود خـامـي
صوفـي نـشود صـافي تـا در نـكشد جـامي
« سعدي»
نگارنده به مدّت هشت سال است كه به دليل موقعيت شغلياش، در جادّه
قائمشهر ـ فيروزكوه هر روز به مدّت دو الي سه ساعت در كنار جادّه
يا سوار بر خودروهاي مسافربري طي طريق ميكند. در سال 1376 مصرع
شعري از زندهياد «سهراب سپهري» به عنوان «تا شقايق هست زندگي بايد
كرد.» بر پشت شيشهي عقب مينيبوسي مرا به سوي پژوهشي كشاند كه
در طول اين هشت سال براي انجام آن تلاش كردم، تا اشعار،
تكنوشتهها و طاقنماهاي پشت و جلوي مركبهاي آهنين را ثبت و ضبط
نمايم. حاصل اين مشاهده و پژوهش هشتساله، كتابي است كه در پيش رو
داريد. قبل از ورود به بحث ادبيّات جادّهاي لازم ميدانم كمي
دربارهي ادبيّات و شعر، گوي سخن برانيم و بعد بر سر موضوع شويم.
|